غلامعلى صفايى
292
ترجمه و شرح مغني الأديب ( فارسى )
و بعد غير النفى جزما اعتمد * إن تسقط الفاء و الجزاء قد قصد و تقول : « من زارني زرته » : اگر شما اين جمله را بگوئيد - كه فرق آن با مثال قبل اين است كه در اين مثال هردو فعل بعد از « من » ماضى است و در آن مثال هر دو مضارع بود - در جمله سه احتمال هم صحيح و هم مستحسن است و تنها احتمال استفهامى بودن آن هرچند صحيح بوده لكن استحسان ندارد زيرا نوعا استفهام از امر غير محقق مىشود لذا فعل استفهام كثيرا مضارع است در حالى كه در اين جمله ، فعل آن ماضى و محقق الوقوع است لذا هرچند استفهامى بودن « من » با وجودى كه فعل بعد از آن ماضى است صحيح مىباشد لكن حسن استفهامى ندارد ولى سه احتمال ديگر علاوهبر صحت استعمالى ، حسن استعمالى نيز دارا است . الثاني : تنبيه دوّم درباره قول بعضى از نحويون است كه بر اين چهار قسم « من » دو قسم ديگر اضافه كردهاند : أحدهما : يكى از آن دو قسمى كه بر اقسام چهارگانه « من » اضافه كردهاند ، « من » تامه نكره است يعنى « من » اسمى است نكره كه محتاج به توصيف نمىباشد . اين قسم را ابو على فارسى اضافه كرده است و او در اين شعر : و كيف أرهب أمرا أو اراع له * و قد زكأت إلى بشر بن مروان « و نعم مزكأ من ضاقت مذاهبه * و نعم من هو في سرّ و إعلان » « 1 » گفته است : فاعل فعل مدح « نعم » مستتر در آن است و « من » نكره تامه تمييز است و محل آن نصب و « هو » مخصوص بالمدح است ، لذا « هو » يا مبتدا بوده و كل جمله قبل « نعم من » خبر مقدم آن است و يا خبر براى « هو » ديگر كه مبتداى محذوف است مىباشد لذا شعر در اصل « نعم من هو هو » بوده است . معناى شعر : « و خوب ملجا و پناهگاهى است - بشر بن مروان - براى كسى كه راههاى زندگيش بر او بسته شده و خوب است او از حيث شخصيت ، بشر بن مروان در نهان و آشكار » .
--> ( 1 ) - شرح شواهد المغني : 2 / 741 ، شرح أبيات مغني اللبيب 5 / 340 .